شما اینجا هستید

این مطلب 88 بار خوانده شده

جنگ، موشك، صلح و گفت‌وگو

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

 

جنگ، موشك، صلح و گفت‌وگو

صلح زماني است كه جنگي نيست و جنگ زماني است كه صلح پابرجاست. جنگ و صلح از مقولات متضادي است كه وجود و عدم وجود هركدام به ديگري وابسته است. سكه صلح دو رويه دارد. حالا اين روزها صحبت از اين است كه دنياي آينده دنياي گفتگو است يا موشك. موشك اگرچه يك سلاح نظامي و جنگي است اما يك روي سكه صلح هم است، در كل تسليحات نظامي از مولفه هايي اند كه باعث ايجاد صلح نيز مي شوند. كاركرد سلاح ديگر تنها در زمان جنگ نيست بلكه خود تسليحات نظامي بازدارندگي اي را ايجاد مي كنند كه براي صلح موثر و مفيد اند. هرچند تصوير ذهني هميشگي ما از سلاح و موشك بمباران بوده است و خونريزي و كشتار، اما در عصر حاضر موشكها و تسليحات نظامي كاركردي صلح آميز نيز پيدا كرده اند. دغدغه امنيت بشر را به سمتي برده است كه براي حفظ آن نيازمند سلاح است، دنياي بدون تسليحات نظامي غير ممكن است و خيالي، پس بيايد در آن ورطه قدم نگذاريم و سعي كنيم واقع بين تر باشيم. روي ديگر اين سكه گفتگو است كه از دل گفتمان ها شكل مي گيرد. گفتمان ها ديدگاه هاي دو طرف مذاكره را نشان مي دهد. كمتر گفتگويي را مي توان يافت كه پايه هاي آن بر تخاصم و درگيري بنيان نهاده شده باشد.گفتگو هنر همزمان گفتن و شنيدن است، واقعيت آن است كه اين هنر شرايط صلح را مي سازد. ذات گفتگو عجين با صلح است و تصوير ذهني آن در تضاد با موشك و سلاح و جنگ، اما چه تفاوتي ميان گفتگو و موشك وجود دارد؟ رابطه گفتگو و موشك با صلح چيست؟ اگرچه اين دو مولفه در مقابل يكديگر تصور مي شوند اما هر دو كاركرد و كارايي اي را براي صلح دارند. صلح از فرداي آخرين روز جنگ آغاز مي شود و ايجاد صلح بر عهده موشك هاست. موشك و سلاح توان نظاميتان را بالا مي برند و اين توانمندي باعث ايجاد صلح مي شود . هر چند مولفه هاي ديگري نيز در رابطه با موضوع صلح و ايجاد آن موثر اند، مولفه هايي مانند توسعه يافتگي، قدرت اقتصادي، توان فرهنگي و غيره اما حقيقت آن است كه هيچ كدام به اندازه توانمندي نظامي در ايجاد صلح موثر نخواهد بود و يا لااقل در رابطه با كشورمان ايران و منطقه خاورميانه فعلا اينگونه است. سلاح ها و موشك ها تكليف جنگ ها را مشخص مي كنند، برنده و بازنده مي سازند و يا توان هيچ گروهي بر ديگري چيره نشده و صلح متولد مي شود، البته قبول است كه اين صلح شكننده خواهد بود. اينجا دقيقا نقطه اصلي بحث است و كار ديپلماسي و گفتمان ها آغاز شده و خط صلح شكننده ي ايجاد شده توسط موشك ها را به صلحي پايدار امتدادميدهد. گفتگو سر آغاز داستان نيست بلكه ادامه داستاني است كه موشك ها آنرا آغاز كرده اند. گفتمان ها تلاش مي كنند تا صلح را پايدار و مستحكم كنند. اينكه ما دوست داريم سمت گفتگو برويم و يا سلاح مشكل هميشگي ماست، بد نيست اگر بگوييم كه رفتار هيجاني باعث بروز اين مشكل مي شود كه خود را در شرايطي قرار مي دهيم كه مجبوريم از هر دو خوب يكي را برگزينيم، اين در حالي است كه مي شود هر دو را داشت و به هر دو نيز رسيد. رسيدن به موشك براي ايجاد صلح هيچ منافاتي با گفتگو براي تثبيت صلح ندارد و اين دو خيري است كه هردو مهم و اساسي اند. جهان همواره در نوسان جنگ و صلح بوده و خواهد بود. واقعيت اين است كه آينده نه براي جنگ مطلق است و نه براي صلح مطلق. دنياي آينده دنياي داشتن سلاح و خواستن براي گفتگو است همانگونه كه به اقتصاد و فرهنگ هم نياز است. يادمان باشد هرم توسعه چند وجهي است.

 

 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.