انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 22478
09:31
تاثیر عفاف و حجاب در نهادینه سازی و ترویج ارزشهای فرهنگی نظام اسلامی (1)

چیستی چرایی «عفاف و حجاب» در نظام اسلامی

اسلام به عنوان دینی الهی، قوانین و احکامی را مطابق با فطرت خداجوی انسان و برای چگونه زیستن و رسیدن به سعادت اخروی و دنیوی فرد و جامعه وضع نموده است. «عفاف و حجاب» از مهمترین این قوانین است که اجرای درست آن، زمینه مناسبی را برای رشد و تعالی فرد و جامعه ایجاد مینماید.
نسخه مناسب چاپ

محسن اخباری ؛ بنیان های ارزشی، فکری و فرهنگی هر جامعه ای از عوامل اولیه در شکل گیری و سامان یافتن آن جامعه، محسوب میشوند؛ چنانکه با نهادینه شدن این ارزشها و ترویج آن و پذیرش و التزام همگانی، آن مبانی زمینه ساز شکل گیری فرهنگ و در حد بالاتر، زمینه شکل گیری تمدنی خاص را فراهم می نمایند. دراین زمینه، اجرایی سازی، نهادینه نمودن و ترویج این ارزشها با عملکرد رفتار اجتماعی و فردی هر یک از افراد جامعه رابطه مستقیم و ضروری دارد، رفتاری که هر چه قدر بیشتر از سوی همه افراد ابتدا پذیرفته شده و سپس نمایان شود، نشانه پذیرش ارزشهای فرهنگی آن جامعه از سوی افرد از یک سو و از سوی دیگر پذیرش مبانی فکری و فرهنگی از سوی تمام افراد آن جامعه و عدم پذیرش ضد ارزشهای فرهنگی رقیب خواهد بود.   در این خصوص، میتوان حجاب و پوشش اسلامی را از «رفتارهای اجتماعی» برگرفته از تعالیم دینی مردم ایران اسلامی دانست. چراکه حجاب و التزام به حفظ آن از سوی زنان جامعه به عنوان بهترین نوع پوشش اسلامی که بر مبنای تعالیم و ارزشهای اسلامی شکل گرفته، میتواند به خوبی نشان دهنده نهادینه شدن و پذیرش این ارزشها در جامعه اسلامی و در اذهان احاد افراد جامعه باشد و نیز زمینه های نفوذ فرهنگ تهاجمی غرب که با مبانی ارزشی و فرهنگی نظام اسلامی در تناقض بوده و بر مبنای تفکر لیبرالیستی و سکولاریستی بنا نهاده شده است را مانع شود. ترویج این ارزشهای بنیادین که میتوان «عفاف و حجاب» را نشانگر آن دانست،‌ به توسعه اصول ارزشی دینی و اخلاقی منجر میشود و علاوه بر تشویق التزام عملی و فکری فردی به این باورها،‌ رشد و تعالی جامعه را به همراه دارد. در این نوشتار به بیان چرایی و معنا و مفهوم حجاب و عفاف در اندیشه و نظام فکری و تشریعی اسلام و نظام اسلامی می پردازیم تا ابعاد و ارزشهای این قانون که علاوه بر ابعاد فردی،‌ جایگاهی اجتماعی نیز دارد، تبیین گردد.     مفهوم و فلسفه عفاف و حجاب   نظام خلقت که منطبق با نظام احسن است خلقت زن و مرد را به گونه ای قرار داده،‌ که از نظر فیزیولوژیکی زن مظهر زیبایی های بصری و لطافت و ظرافت جسمی و از نظر روحی و روانی سرشار از احساسات و لطافتهای خاص زنانه و میل به خودنمایی و مرد نیز با شرایط جسمی و استخوان بندی قوی تر و درشت تر و از نظر روحی و روانی از احساسات کمتر و مغلوب قوای عقلانی، برخوردار باشد. این تمایز در خلقت فیزیولوژیکی و احساسی و روانی،‌ به دلیل کارکردها و نقشهایی است که نظام خلقت برای هریک تدارک دیده است؛‌ زن به دلیل اینکه نقشهایی چون مادری و همسری را پذیراست، باید به گونه ای خلق شود که این نقشها را به خوبی ایفا نماید. در حقیقت هدف از این تمایزها و تفاوتها،‌ به دلیل هدف خاصی است که از سرشت هریک منظور بوده است تا از این طریق سعادت انسان حاصل شود.   اما نکته مهم این است که تمامی این نقشها و کارکردها در نظامی تعریف شده و به همین دلیل نیز مجاز و مشروع قلمداد میشود که هدفی خاص را دنبال مینماید، ‌یعنی نظام خانواده. نظامی که هدف از آن توالد و تناسل و فرزندآوری است و زن به همین دلیل مجاز است در این نهاد به بروز و تظاهر قابلیتهای جسمی و روانی خود اقدام نماید تا نیازهای عاطفی،‌ جسمی و روانی همسر خود و خویشتن را برآورده نماید و نقشهای خانوادگی خود را به خوبی ایفا نماید. اما اگر این ایفای نقش به رفتاری به بیرون از این محیط که کارکردی خاص دارد انتقال یابد و زن اقدام به بروز ارزشهای جسمی و روانی خود برای دیگرانی نماید که نسبت به آنان ارتباطی خاص و متناسب با نقشهایش ندارد،‌ به نحوی که حساسیت و توجه آنان را نسبت به خود برانگیزد‌ و ارتباطی را ایجاد نماید که خارج از ارتباط مشروع خانوادگی است،‌ این رفتار مجاز نمی باشد. در حقیقت این رفتار،‌ تطابق با هدفی که نظام خلقت از ایجاد و خلق ویژگیها و اوصاف فطری و ذاتی برای او منظور داشته،‌ انحراف یافته و کارکردی متناقض با آن هدف را خواهد یافت؛‌ کارکردی که نظام اجتماعی و فردی را دچار اختلال نموده از مسیر سعادت خود منحرف خواهد نمود.   باتوجه به این موضوع‌،‌ دین اسلام به دلیل جایگاه والا و نقشهای مهمی که برای زن قائل است،‌ دستورات خاصی را برای حفظ و صیانت از او همچون دستور به رعایت و التزام به «عفاف و حجاب» بیان نموده است تا او و جامعه را از آسیبهای احتمالی و مخاطرات بزرگ مصون نگه دارد. تامل آیات و روایاتی که در خصوص اصل «عفاف و حجاب» در قرآن و منابع روایی بیان شده هدف از تشریع این قانون الهی را می رساند: «به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو که خویشتن را با چادرهای خود بپوشانند که این کار برای آن است که آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نکشند (در امنیّت کامل باشند)؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است».   این مسئله به این معناست که زن در حالیکه برای حضور و ایفای نقش در جامعه مجاز است،‌ در عین حال باید به نحوی ظاهر شود که به او آسیبی وارد نشود و ارزشهای واقعی او حفظ شود. در این خصوص استاد مطهری با نگاهی به فلسفه حکم حجاب در جامعه می‌گوید: «فلسفه‌ پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است، بعضی از آن‌ها جنبه‌ی روانی دارد و بعضی جنبه‌ خانه و خانوادگی و بعضی دیگر جنبه‌ی اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.» از دید ایشان هدف کلی مدنظر اسلام در حقیقت این است که «اسلام می‌خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاصی یابد و اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت‌جویی‌های جنسی به هم می‌آمیزد. اسلام می‌خواهد این دو محیط را کاملاً از هم تفکیک کند.»   باتوجه به فلسفه و جایگاه حجاب باید به این موضوع نیز توجه داشت که حجاب تنها به معنای پوشش ظاهری نبوده بلکه رفتاری خاص است که عفت و حریم زنان را حفظ مینماید. به همین دلیل اسلام تعالیم و برنامه تربیتی و اخلاقی خاص و گسترده ای را برای زنان و دختران بیان نموده است؛‌ برنامه ای که زنان را به رفتاری متناسب با عفت سوق میدهد و حتی از آنان میخواهد که خود را وادار و ملزم به «استعفاف» و «تعفف» نمایند. رفتاری که علاوه بر حفظ ظاهر،‌ فرد را ملزم به حفظ شئون فردی و کنترل قوای شهوانی و جنسی و نیز نیروهای درونی غیر اخلاقی همچون طمع و لذت جویی مینماید و از او میخواهد که هرچند با سختی این رفتار را در خود پایدار سازد. مجموعه این عملکرد و رفتار ظاهری یعنی حفظ و رعایت حجاب و نیز مراعات و کنترل قوای باطنی و نهادینه سازی فضیلتهای اخلاقی که باعث بروز رفتار عفیفانه میشود،‌ حفظ و صیانت شخص و جامعه را از غلبه یافتن لذتهای گمراه کننده جنسی و شهوت رانی تضمین مینماید و در عین احترام به شأن والای زن،‌ شخصیتی خاص و ارزشمند برای او در جامعه قائل میشود.   وجه الزامی و قانونی حجاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران الزام به رعایت این اصل در جامعه اسلامی ایران نیز با توجه به مبانی فکری و شرعی واهداف اجتماعی مدنظر دین مبین اسلام بوده است. با پیروزی انقلاب اسلامی رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) که از همان ابتدای قیام خود مبارزه با نظام وابسته شاهنشاهی و برنامه های فرهنگی غرب را هدف اصلی خود قرار داده بودند، نسبت به وضعیت حجاب و پوشش زنان در جامعه زمان رژیم پهلوی اعتراض نمودند. ایشان در 15 اسفند 57،‌ قبل از تصویب قانون اساسی، به شکل و شیوه حضور زنان در ادارات دولتی انتقاد کرده و فرمودند: «وزارت‌خانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارت‌خانه‌‏هاى اسلامى نباید زن‌هاى لخت بیایند؛ زن‌ها بروند، اما باحجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.»   این نوع دیدگاه منجر به این شد که در سالهای پس از پیروزی انقلاب و در سال 1362، قانون تعزیرات حکومتی به تصویب رسید که در ماده 102 آن بیان شد که «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهند شد.» براساس این قانون، زنانی که در جمهوری اسلامی ایران هستند، اعم از ایرانی و خارجی، مسلمان و غیرمسلمان، مکلف به رعایت حجاب شرعی در انظار عمومی و معابر شدند. تا جایی که دادستان عمومی تهران در بخشی از اطلاعیه خود می نویسد:‌ «به تمام مسئولان در ادارات و سازمان ‎‎های دولتی و شرکت ‎ها و سایر واحد‎های دولتی و خصوصی، اماکن عمومی از قبیل هتل‎ ها، مسافرخانه‎ ها، تالار‎ها و باشگاه ‎‎های برگزار‎کننده مجالس جشن عروسی، غذاخوری‎ ها و سایر اماکن عمومی اعلام و ابلاغ می‎ دارد، از تاریخ انتشار این اطلاعیه موظفند از ورود بانوانی که رعایت حجاب و پوشش صحیح اسلامی را نمی ‎کنند، جلوگیری به عمل آورند.» با تصویب این قانون حضور زنان در جامعه ملزم به رعایت پوشش و حجاب اسلامی گردید و عمل به خلاف امری مخالف قانون و جرم و مستوجب اعمال حکم قانونی تلقی شد.   علاوه براین می توان مهم ‌ترین قانونی که بی‌ حجابی را جرم دانسته و به آن پرداخته، ماده 638 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 دانست. به موجب این ماده: «هرکس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر، تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه دار نماید، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.» در تبصره این ماده که همان ماده 102 قانون تعزیرات مصوب سال 1362است، آمده: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»   این رویکرد قانونی و الزامی نظام اسلامی به حجاب،‌ باتوجه به نگاه ارزشی و مبنایی نظام اسلامی و اهداف و ثمرات مهم آن و با نگاهی پیشگیرانه و آینده نگرانه و در مقابله با نوع نگاه ابزاری و لذت جوایانه جامعه غربی مدرن در دنیای امروز، به زن می باشد. جامعه ای که فطرت خداجوی خود را کنار نهاده و با محور قرار دادن تمایلات انسانی،‌ نه تنها به رشد و تعالی و کمال حقیقی دست نیافته بلکه دچار انواع مخاطرات و آسیبها شده است. تا آنجا که امروزه شاهد افزایش نابسامانی های اجتماعی و فردی هستیم که زنان و دختران به آن دچار شده و کانون خانواده متزلزل شده است. وقایعی که آنها را باید پیامد «انقلاب جنسی» غرب عنوان نمود. انقلابی که با طرح شعار آزادی زنان،‌ باعث شده زن از جایگاه والا و ارزشمند انسانی تنزل یافته و به ابزاری برای سود جویی و لذت طلبی و ارضای نیازهای شهوانی و کالایی برای منفعت طلبی نظام سرمایه داری غرب تبدیل شود و نه تنها به زنان آزادی نداده بلکه آنان را قربانی خواسته های خود نموده و به تبع خانواده و جامعه را دچار آسیبهای جدی نماید. آسیبهایی همچون طلاق، تولد فرزندهای بدون والدین،‌سقط جنین،‌ تجاوز به عنف،‌ خشونت جنسی و مواردی از این قبیل. چنانکه بر اساس آمارها پس از وقوع انقلاب جنسی، نرخ طلاق در آمریکا به سرعت افزایش یافت به نحوی که درسال 1970، 4 درصد از کل جمعیت بزرگسالان کشور مطلقه بودند حال آن که این آمار درسال 1992 به 11 درصد افزایش یافت و امروزه بر اساس گزارش های مستند، بیش از 30 درصد از ازدواج ها به طلاق می انجامد. بر اساس اعلام مرکز تحقیقی پیو هم اکنون تنها 51 درصد آمریکایی های بالای 18 سال متاهل هستند. در حالی که در سال 1960 این آمار 72 درصد بود. همچنین بیش از نیمی از زنان زایمان کننده زیر 30 سال آمریکایی فرزندانی به دنیا می آورند که حاصل ازدواج نیستند. هم اکنون بیش از یک کودک از هر چهار کودک آمریکایی به صورت تک والدی بزرگ می شود. تقریبا 42 درصد از تمامی مادران مجرد برای تامین غذای خود به کمک دولت محتاجند و در شرایط مالی بسیار بدی زندگی می کنند. رسیدگی کامل به این کودکان برای مادران مقدور نبوده و این کودکان در اکثر جنبه های زندگی خود با مشکل مواجه هستند. این سرانجام همان مسیری است که استاد شهید مطهری در زمانه خود و تدوین کتابهایی چون «حجاب» و «نظام حقوق زن در اسلام» در مقابل افکار و شبهاتی که آن زمان در مورد حجاب و عفاف و قوانین خانواده از سوی برخی روشنفکران در روزنامه ها و محافل روشنفکری بیان می شد، مطرح کردند. سرانجامی که ایشان از آن تعبیر به «فنای بشریت» مینمود و و روند رو به رشد این پیامدها را برای زمانه خود و فزونی آن را برای زمان آینده پیش بینی می کرد.   سرانجامی که علی رغم مواجهه و مشاهده آن در جامعه غربی،‌ در این زمان نیز برخی روشنفکرنماها و یا طرفداران به اصطلاح حقوق زنان هر زمان به اشکال و شعارهایی چون دفاع از حقوق زنان و آزادی های فردی و اجتماعی، به دنبال تحقق وقوع آن در نظام جمهوری اسلامی هستند. حرکت ها و اقداماتی که در مسیر تحقق برنامه های نفوذ و استحاله فرهنگی و فکری غرب و نظام سلطه گام طراحی شده و آگاهانه از سوی رسانه ها و شبکه های و اتاق فکرهای دشمن طراحی شده وبه دست برخی اجرایی میشود. باتوجه به این موضوعات باید در زمینه نهادینه سازی و ارزشگذاری بیشتر برای مسئله عفاف و حجاب در جامعه اسلامی برنامه ریزی و اقدام نمود. فرهنگ سازی و تبیین محاسن و معایب حجاب و بدحجابی و عدم توجه به حفظ عفت و حیا برای نسل امروز از برنامه های مفید و موثر است. همچنین در زمینه اقدامات اجرایی نیز میتوان و باید به برنامه ریزی برای معرفی و تولید پوشاک و لباسی که مناسب با ارزشهای جامعه اسلامی باشد و از گرایش دختران و زنان جامعه ما به مد و سبک پوشش غربی جلوگیری نماید، توجه خاص نمود.   *گروه فرهنگی و اجتماعی اندیشکده برهان

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Image CAPTCHA
لطفا اعداد موجود در عکس را در این کادر وارد نمایید.
Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها